محمد يوسف حريرى

52

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

ل . 12 بار شيعه و مشتقاتش . م . و . . . ( قرآن شناخت - ص 138 - 141 ) اعجاز قرآن معجزه ( و خرق عادت ) بودن قرآن كريم يعنى بشر . از آوردن نظير آن عاجز و ناتوان است . قرآن از اول نزول پيوسته اين مطلب را يادآورى كرده و مىفرمايد بشر از آوردن نظير من ناتوان است ، ناتوان از آوردن حتى يك سوره . ( نگاه كنيد به سوره‌هاى اسراء 88 - بقره 22 و 23 - يونس 38 - هود 13 و 14 ) و دربارهء جهات اعجاز قرآن وجوهى گفته‌اند چون : 1 . بلاغت و فصاحت ، تناسب الفاظ با معانى ، آهنگ الفاظ ، اسلوب و نظم و وزن عجيب . 2 . اشتمال بر اخبار غيبى نسبت به آينده و اخبار زمان‌هاى گذشته . 3 . اشتمال بر علوم الهيه و عقايد دينيه و احكام و فضايل و اخلاق و قواعد سياسى و مدنى . 4 . سلامت از اختلاف و تعارض و تناقض ( تشابه مطالب و معانى . با اين‌كه در مدت 23 سال نازل گرديده تمام آيات آن مؤيد يكديگر است و اختلافى از جهت معانى و انتخاب الفاظ ندارد . ) 5 . تأثير در نفوس كه دائمى و هميشگى است و الفتى كه در مردم ايجاد مىكند . 6 . طرح مسائلى كه بر بشر آن روز مجهول بوده و اسرار آفرينش . 7 . آورده شدن از كسى كه درس نخوانده و معلم نديده . 8 . قابل نقض و ابطال نبودن . ( قاموس قرآن - اعلام قرآن - بيان ، ص 62 به بعد ) اعجام قرآن ( ا ) يعنى نقطه‌گذارى حروف قرآن . ( مشخص كردن حروف متشابه در رسم الخط كه به وسيلهء نقطه‌ها از يكديگر مشخص مىشود ) : اعجام در لغت به معنى گنگ و نامفهوم است و چون عرب‌ها زبان اقوام غير عرب را غيرفصيح و گنگ مىدانستند و نقطه نيز از خصايص زبان‌هاى اقوام ديگر بود لذا نقطه‌گذارى را اعجام مىگفتند ، يعنى عجمى كردن كلمات ( كه عبارت بود از نقطه گذارى ) و شايد اطلاق لفظ اعجام بر نقطه‌گذارى از اين‌رو بوده كه اعجام بر وزن افعال متعدى است يعنى رفع عجمه و گنگى و برداشتن ابهام . ( آنچه بايد از قرآن بدانيم ، ص 81 - تاريخ قرآن ، ص 53 - آشنايى با علوم قرآن ، ص 22 تاريخ جامع قرآن كريم ، ص 119 ) اعدال القرآن ائمهء طاهرين ( عليهم السلام ) به فرموده رسول اكرم اعدال قرآن مجيد مىباشند . عترت و اهل بيت خود را اعدال القرآن معرفى فرموده‌اند . ( گروه رستگاران - ج 1 - مقدمه - ص 80 - ج 2 - ص 791 ) اعراب ( ا ) وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ( توبه - 99 ) الف - كلمهء اعراب مجموعا ده بار در قرآن مجيد ( در سوره‌هاى توبه ، 91 و 98 و 99 و 100 و 102 و 121 - احزاب 20 - فتح 11 و 16 - حجرات 14 ) آمده است . اعراب در اصل جمع عرب است و سپس به عرب‌هاى باديه‌نشين اسم شد . اعراب و اعرابى به باديه نشينان مخصوص است و به شهرنشين اعرابى اطلاق نمىشود . و ظاهرا مراد از اعراب در آيات كريمه عرب‌هاى باديه‌نشين است . عرب‌هاى باديه‌نشينى كه در اطراف مدينه زندگانى مىكردند